تنهای اول…

۳۱ خرداد ۱۳۸۹

هیچکس همراه نیست…تنهای اول

پیشنهاد بی شرمانه یازده:لمپن پارتی با طعم راک ایرانی

۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۹

مدت ها بود که از شنیدن موسیقی دلچسبی به وجد نیومده بودم. همین یکی دو هفته پیش بود که دلم میخواست موقع رانندگی یک آهنگ تک و متفاوت گوش کنم. دلم میخواست چیزی نشنیده داشتم برای شنیدن که یک چیزی بریزه تو رگ هام. یک چیزی جدای از شیش و هشت و رپ و آآآ بیا وسط و این حرف ها. یک چیزی که بعد از شنیدن یک موسیقی ناب یا دیدن یک فیلم  وجود آدم رو میگیره و تا چند روز سرخوش و سبک میشی.اسمش رو هر چیزی که دلت میخواد بذار…

تا اتفاقی آلبوم جدید گروه The Ways  با نام Stress به دستم رسید. همون چیزی بود که دنبالش بودم. یک راک ایرانی متفاوت. نه از این راک های تلفیقی که به زور میخوان مولانا و حافظ رو بچپونند لای سیم های بیس و غرش گیتار الکتریک و غالب کنند.

موسیقی The Ways از کار هایی بود که بعد از مدت ها به دلم نشست.ترانه هایی که از جنس امروز هست. ادعا و پیام نداره. خیلی ساده و سر راست حرفش رو میزنه. جنس صدای کاوه آفاق خواننده گروه با اینکه جنس راک نیست اما به خوبی روی تکست و موسیقی میشینه. همیشه فکر میکردم که تکست فارسی هیچوقت با راک جور نمیشه اما رفاقت کلام فارسی و راک The Ways واقعا شنیدنی هست.

تراک های لمپن پارتی , شهر من کو و خواب بازی تراک های محبوب من از این آلبوم هستند.

بهتون پیشنهاد میکنم  آلبوم شنیدنی Stress رو از دست ندید که اتفاقی است نادر در بازار بی صاحب موسیقی امروز.

لینک های مرتبط:

سایت رسمی گروه The Ways

آلبوم را از اینجا و یا اینجا دانلود کنید.

مموت آمریکایی!

۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۹

در راستای علاقه مندی محمود به سفر آمریکا و درخواست های مکرر  برای ویزا و نامه نگاری های فراوان طبق تحقیقات به عمل آمده اسنادی به دست آمد که نشان دهنده سابقه و قدمت این علاقه بود.

در اولین سند محمود را با گریم فیلم مموت آمریکایی میبینید که گویا سالها پیش بازی کرده است.

در سند بعدی عکس بدست آمده از پشت صحنه فیلم را میبینید که مموت در تصویر به خوبی قابل شناسایی است!

و در آخر هم پوستر این فیلم  که  در اسناد  وزارت امور خارجه پیدا شده است!

پی نوشت: با عرض معذرت از بهروز وثوقی عزیزم!

ای گاو…بری که دیگه بر نگردی

۱ فروردین ۱۳۸۹

سال گاو هم با همه خوب و بدی رفت.  سالی که هر چه گفتیم نر است گفتند بدوش. هر چه گفتیم :والا ما خودمون دیدیم سبز بود! . گفتند: نه! ۶۳ درصد. بیچاره گاو هم سرش رو انداخت زیر و رفت.

اما امسال نمیخوام برای شما و خودم آرزوی بهترین ها رو کنم. فکر میکنم هر چه آرزو میکنیم دورتر میشویم. شاید خرافاتی شدم! نمیخوام دل خوش کنم به دیوان حافظ که بگه: گفتم غمت سر آید! قرار بود غممون سر بیاد و این شد.

بگذارید ببینیم این شکلی چی در میاد؟ شاید سال بهتری بود. آرزو نکنیم برای سالی بهتر. بیایید تلاش کنیم.

نوروز مبارک…

برای بانوی سکوت…برای خودم

۲۴ اسفند ۱۳۸۸

وقتی اینقدر درد هست که نمیدونم به کدومش فکر کنم سکوت میکنم. سکوت میکنم و تو اون سکوت ترسناک و بزرگ و تاریک باز هم سکوت میکنم.

وقتی کسی نیست که این همه حرف و غم رو براش لخت کنم یا اگر هم باشه اینقدر درد هست که نمیدونم از کجا براش بگم یا اگر هم باشه میدونم نمیفهمه چی میگم باز هم سکوت میکنم.

وقتی هر ترانه و آهنگی یک لحظه و یک خاطرست , آهنگ و صدا و نت رو هم خفه میکنم تا این سکوت عمیق تر بشه.عمیق تر و بلند تر از قد و اندازه من.  شاید غرق شدن تو این سکوت راه تاب آوردن باشه. شاید … شاید بفهمم دقیقا به کدوم بخش این روزمرگی و روزمرگی لعنتی میگن زندگی.