۱۳ آذر ۱۳۸۷
یکی از چیزهای ارزشمندی که پدرم برام به یادگار گذاشت آلبومهای تمبری بود که در زمان بچگی دست زدن و ورق زدن اونها همیشه ممنوع بود.حالابعضی وقت ها از کمد میارمشون بیرون و ورق میزنم.یادم میاد وقتی که یواشکی از کتابخونه پدرم این آلبوم ها رو میدزدیدم و با عکس های روی تمبر ها ساعت ها سرگرم میشدم.تصمیم گرفتم تمبر ها رو به مرور در بخش تمبر های من بگذارم تا شما هم ببینید.بعضی از اونها مربوط به قسمتی از تاریخ و فرهنگ ایران میشه که شاید هیچوقت تکرار نشه.
برای شروع دو تمبری رو میگذارم از زمانی که کشورهایی مثل امارات و ملحقات اون مثل عجمان افتخار میکردند تمبرهایی چاپ کنند با نقش تخت جمشید و شاه ایران.زمانی که هنوز شتر در دبی لیموزین بود. زمانی که آقای آسیا بودیم…