خوشا آنکه همچون تو مست از جهان می رود

۲۹ آذر ۱۳۸۸

در مقابل سیاهی ها و سیاه دل های روزگار است که عیارمردان بزگ محک میخورد و عیار آیت الله منتظری با دقیق ترین محک,  یعنی قضاوت مردم سنجیده شد.و روسفیدی منتظری در پیشگاه قضاوت مردم و دل های روشن رو سیاهی را برای زغال گذاشت. روحش شاد…

خوشا آنکه همچون تو مست از جهان می رود

خوشا آنکه همچون تو مست از شراب الست از جهان می رود

خوشا آنکه همچون تو در خواب مست

به دور از غم هرچه هست از جهان می رود

کسی با خود از این جهان ارمغانی نبرد

خوشا آنکه همچون تو با جام و نامی به دست از جهان می رود


ویرانه های آباد

۲۳ شهریور ۱۳۸۷

دیروز با یکی از دوستانم به تخت جمشید رفتیم. نماد تمدن و شکوه ایران . زمانی که برای خودمون تو دنیا آقایی میکردیم و صاحب اعتبار بودیم . نمیدونم تا حالا به تخت جمشید رفتید یا نه؟ اما من هر بار که رفتم دو حس متفاوت رو همزمان داشتم . یکی غرور و دیگری افسوس. غرور برای تمدنی که وارثش هستیم و افسوس برای سرانجامی که گرفتارش شدیم.وقتی ترجمه کتیبه های بدست آمده از زیر خاک رو میخوندم و میدیدم که چند هزار سال پیش و در زمان برده داری کارگرهای سازنده پرسپولیس مساعده و بیمه بیکاری داشتند رگ گردنم باد میکرد اما تا یادم میافتاد که اون دوران گذشته و الان باید به تکنولوژی دسته چندم اتمی روسیه افتخار کنم و حق مسلم من مملکتم چی شده همچین بادش میخوابید که صدای فس فسش رو دوستم هم میشنید و میگفت : تو هم همچین احساسی داری؟ من هم با تکون دادن سر جوابش رو میدادم و این حس لعنتی رو شریک میشدیم.
ویرانه های تخت جمشید
دیواره های تخت جمشید پر بود از یادگاری های هم وطنان ایرانی و خارجیهایی که سالها قبل برای کاوش به اینجا اومده بودند. در عکس زیر هم یک نمونه از این یادگاری ها که بر دروازه ملل حک شده بود رو میبینید که مربوط به سال ۱۸۱۰ هست .یعنی حدود ۲۰۰ سال پیش.

یادگاری های حک شده بر تخت جمشید
یکی از چیزهایی که به نظرم جالب بود سر ستونهایی بود که به صورت اتود ومدل ساخته شده بود اما در بنای تخت جمشید بکار نرفته بود. اگر بخاطر داشته باشید چند وقت پیش جسد موجود عجیب و غریبی در سواحل آمریکا کشف شده بود که خیلی به این سر ستونها شبیه هست و دانشمندان هم حدس زدند ممکنه این جسد مربوط به موجودات باستانی باشه. عکس سر ستون ها رو در در پایین میتونید ببینید و عکس موجودی رو هم که گفتم با کمی جستجو میتونید در اینترنت پیدا کنید.

سر ستون های باستانی در تخت جمشید

پی نوشت:

برای یک بار هم که شده به تخت جمشید برید و احساسی رو که گفتم تجربه کنید.
مطمئن بشید که دوربینتون به اندازه کافی شارژ داره تا به بلایی که سر ما اومد دچار نشید.

فیلم مستند شکوه تخت جمشید رو بعد از بازدید از تخت جمشید ببینید.

ماندن بهتر بود

۲۴ مرداد ۱۳۸۶

شصت سال پیش یعنی ۱۵ آگوست ۱۹۴۷ بود که هند و پاکستان از استعمار ۲۰۰ ساله انگلستان آزاد شدند و خواستند خودشون تاریخ و سرنوشتشون رو بسازند. مبارزات هند با رهبری گاندی به نتیجه رسید و گاندی برای همیشه سمبل آزادی خواهی شد و به تاریخ پیوست.

              کاریکاتور گاندی از بزرگمهر حسین پور

به این مسایل تاریخی کاری ندارم. ولی برام سواله؟؟؟  آیا شصت سال زمان کافی نبود که هند و پاکستان بتونند خودشون رو از این وضعیت نجات بدهند؟ حال و روز پاکستان رو که میبینیم. بدون هیچ حرکتی به سوی جلو. چه از نظر دموکراسی و چه از نظر تکنولوژی. تنها افتخارشون یک دانشمند هسته ای دیوانه که بیشتر شبیه قاچاقچی های اسلحه هست تا دانشمند. فکر کنم اگر همین رو هم نداشتند دنیا آسوده تر بود.

البته هند وضعیت بهتری داره . حداقل از هر دو نظر پیشرفت هایی داشته . اما فقر و اختلاف طبقاتی مثل زمان قبل از استعمار جزیی جدا نشدنی از جامعه هند هست.

                       

واقعا این دو کشور چه تفاوتی با قبل از آزادی از استعمار انگلیس کردند؟             

بیشتر که فکر میکنم میبینم نه ,شاید استعمار چیز بدی هم نبود!!!

 

سینوهه , پزشک مخصوص فرعون

۱ مرداد ۱۳۸۶

کتابی فوق العاده ارزشمند و بی نظیر که خوندنش رو بهتون پیشنهاد میکنم.

از اینجا میتونید نسخه کامل کتاب رو دانلود کنید.

نوشته : میکا والتاری

ترجمه: ذبیح ا…منصوری

حجم:  ۴/۰۸  MB

پسورد: www.lgodfather.com

لینک دانلود از رپیدشیر

لینک دانلود دوم (بدون محدودیت)

تاریخ ما

۱۹ تیر ۱۳۸۶

تا اونجا که یادم میاد
آخرِ تموم قصه های مادربزرگ،
دیوِ تنوره می کشید و
پهلوونِ با دختر  شاپریون می رفت دَدَر!
اما تو کتاب  تاریخِ دبستان  ما،
حتا یه پهلوون نبود که به دیو ِ بگه:
خـَرِت به چند؟
تن پاره پاره ی این وطن ننه مرده
همه جور تیغی رُ به خودش دید!
از ساطور  اسکندر گرفته تا قداره ی چنگیز،
از نیزه ی تیمور چلاق گرفته تا هلال شمشیر بیابون گـرد!
تاریخی که جهان گـشاش
یه دیوونه ی نادر نام باشه و
سردارش یه آقا محمدخان،
یه کفرِ ابلیسم نمی ارزه!
اما فکرش و بکن :
اگه مادربزرگْ کتاب تاریخ  نوشته بود
حالا رو فرش  طلاْ کوب بهارستان نشسته بودیم و
با چه کیفی اون ُ می خوندیم!
فکرش و بکن!