<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>آخرین پدرخوانده &#187; تاریخ</title>
	<atom:link href="http://www.lgodfather.com/?feed=rss2&#038;cat=7" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.lgodfather.com</link>
	<description>وب نوشت های آخرین پدرخوانده</description>
	<lastBuildDate>Thu, 26 Aug 2010 04:38:25 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.1</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>خوشا آنکه همچون تو مست از جهان می رود</title>
		<link>http://www.lgodfather.com/?p=740</link>
		<comments>http://www.lgodfather.com/?p=740#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 20 Dec 2009 10:22:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آخرین پدرخوانده</dc:creator>
				<category><![CDATA[تاریخ]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[عکس]]></category>
		<category><![CDATA[آیت الله منتظری]]></category>
		<category><![CDATA[درگذشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.lgodfather.com/?p=740</guid>
		<description><![CDATA[در مقابل سیاهی ها و سیاه دل های روزگار است که عیارمردان بزگ محک میخورد و عیار آیت الله منتظری با دقیق ترین محک,  یعنی قضاوت مردم سنجیده شد.و روسفیدی منتظری در پیشگاه قضاوت مردم و دل های روشن رو سیاهی را برای زغال گذاشت. روحش شاد&#8230;


خوشا آنکه همچون تو مست از جهان می رود
خوشا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: right;" dir="rtl">در مقابل سیاهی ها و سیاه دل های روزگار است که عیارمردان بزگ محک میخورد و عیار آیت الله منتظری با دقیق ترین محک,  یعنی قضاوت مردم سنجیده شد.و روسفیدی منتظری در پیشگاه قضاوت مردم و دل های روشن رو سیاهی را برای زغال گذاشت. روحش شاد&#8230;</p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><img title="آیت الله منتظری به رحمت ایزدی پیوست" src="http://img4.tinypic.info/files/e2vn6269kemp5cqpocs8.jpg" alt="" width="500" height="375" /></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">خوشا آنکه همچون تو مست از جهان می رود</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">خوشا آنکه همچون تو مست از شراب الست از جهان می رود</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">خوشا آنکه همچون تو در خواب مست</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">به دور از غم هرچه هست از جهان می رود</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">کسی با خود از این جهان ارمغانی نبرد</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">خوشا آنکه همچون تو با جام و نامی به دست از جهان می رود</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #000000;"><img class="aligncenter" title="پیکر آیت الله منتظری" src="http://img4.tinypic.info/files/wspfksmtrgkchwl3uc9j.jpg" alt="" width="453" height="257" /><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.lgodfather.com/?feed=rss2&amp;p=740</wfw:commentRss>
		<slash:comments>12</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ویرانه های آباد</title>
		<link>http://www.lgodfather.com/?p=172</link>
		<comments>http://www.lgodfather.com/?p=172#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 13 Sep 2008 12:15:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آخرین پدرخوانده</dc:creator>
				<category><![CDATA[تاریخ]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[عکس]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://lgodfather.com/?p=172</guid>
		<description><![CDATA[دیروز با یکی از دوستانم به تخت جمشید رفتیم. نماد تمدن و شکوه ایران . زمانی که برای خودمون تو دنیا آقایی میکردیم و صاحب اعتبار بودیم . نمیدونم تا حالا به تخت جمشید رفتید یا نه؟ اما من هر بار که رفتم دو حس متفاوت رو همزمان داشتم . یکی غرور و دیگری افسوس. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دیروز با یکی از دوستانم به تخت جمشید رفتیم. نماد تمدن و شکوه ایران . زمانی که برای خودمون تو دنیا آقایی میکردیم و صاحب اعتبار بودیم . نمیدونم تا حالا به تخت جمشید رفتید یا نه؟ اما من هر بار که رفتم دو حس متفاوت رو همزمان داشتم . یکی غرور و دیگری افسوس. غرور برای تمدنی که وارثش هستیم و افسوس برای سرانجامی که گرفتارش شدیم.وقتی ترجمه کتیبه های بدست آمده از زیر خاک رو میخوندم و میدیدم که چند هزار سال پیش و در زمان برده داری کارگرهای سازنده پرسپولیس مساعده و بیمه بیکاری داشتند رگ گردنم باد میکرد اما تا یادم میافتاد که اون دوران گذشته و الان باید به تکنولوژی دسته چندم اتمی روسیه افتخار کنم و حق مسلم من مملکتم چی شده همچین بادش میخوابید که صدای فس فسش رو دوستم هم میشنید و میگفت : تو هم همچین احساسی داری؟ من هم با تکون دادن سر جوابش رو میدادم و این حس لعنتی رو شریک میشدیم.<br />
<img align="middle" alt="ویرانه های تخت جمشید" title="ویرانه های تخت جمشید" src="http://i37.tinypic.com/mt71ht.jpg" /><br />
دیواره های تخت جمشید پر بود از یادگاری های هم وطنان ایرانی و خارجیهایی که سالها قبل برای کاوش به اینجا اومده بودند. در عکس زیر هم یک نمونه از این یادگاری ها که بر دروازه ملل حک شده بود رو میبینید که مربوط به سال ۱۸۱۰ هست .یعنی حدود ۲۰۰ سال پیش.</p>
<p><img align="middle" alt="یادگاری های حک شده بر تخت جمشید" title="یادگاری های حک شده بر تخت جمشید" src="http://i36.tinypic.com/nzrvgw.jpg" /><br />
یکی از چیزهایی که به نظرم جالب بود سر ستونهایی بود که  به صورت اتود ومدل ساخته شده بود اما در بنای تخت جمشید بکار نرفته بود. اگر بخاطر داشته باشید چند وقت پیش جسد موجود عجیب و غریبی در سواحل آمریکا کشف شده بود که خیلی به این سر ستونها شبیه هست و دانشمندان هم حدس زدند ممکنه این جسد مربوط به موجودات باستانی باشه. عکس سر ستون ها رو در در پایین میتونید ببینید و عکس موجودی رو هم که گفتم با کمی جستجو میتونید در اینترنت پیدا کنید.</p>
<p><img align="middle" alt="سر ستون های باستانی در تخت جمشید" title="سر ستون های باستانی در تخت جمشید" src="http://i36.tinypic.com/2iu3ic5.gif" /></p>
<p>پی نوشت:</p>
<p>برای یک بار هم که شده به تخت جمشید برید و احساسی رو که گفتم تجربه کنید.<br />
مطمئن بشید که دوربینتون به اندازه کافی شارژ داره تا به بلایی که سر ما اومد دچار نشید.</p>
<p>فیلم مستند شکوه تخت جمشید رو بعد از بازدید از تخت جمشید ببینید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.lgodfather.com/?feed=rss2&amp;p=172</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ماندن بهتر بود</title>
		<link>http://www.lgodfather.com/?p=60</link>
		<comments>http://www.lgodfather.com/?p=60#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 15 Aug 2007 14:18:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Last godfather</dc:creator>
				<category><![CDATA[تاریخ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://lgodfather.com/?p=60</guid>
		<description><![CDATA[شصت سال پیش یعنی ۱۵ آگوست ۱۹۴۷ بود که هند و پاکستان از استعمار ۲۰۰ ساله انگلستان آزاد شدند و خواستند خودشون تاریخ و سرنوشتشون رو بسازند. مبارزات هند با رهبری گاندی به نتیجه رسید و گاندی برای همیشه سمبل آزادی خواهی شد و به تاریخ پیوست.
              
به این مسایل تاریخی کاری ندارم. ولی برام [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>شصت سال پیش یعنی ۱۵ آگوست ۱۹۴۷ بود که هند و پاکستان از استعمار ۲۰۰ ساله انگلستان آزاد شدند و خواستند خودشون تاریخ و سرنوشتشون رو بسازند. مبارزات هند با رهبری گاندی به نتیجه رسید و گاندی برای همیشه سمبل آزادی خواهی شد و به تاریخ پیوست.</p>
<p>              <img title="کاریکاتور گاندی از بزرگمهر حسین پور" alt="کاریکاتور گاندی از بزرگمهر حسین پور" src="http://i12.tinypic.com/4lo4osn.jpg" align="middle" /></p>
<p>به این مسایل تاریخی کاری ندارم. ولی برام سواله؟؟؟  آیا شصت سال زمان کافی نبود که هند و پاکستان بتونند خودشون رو از این وضعیت نجات بدهند؟ حال و روز پاکستان رو که میبینیم. بدون هیچ حرکتی به سوی جلو. چه از نظر دموکراسی و چه از نظر تکنولوژی. تنها افتخارشون یک دانشمند هسته ای دیوانه که بیشتر شبیه قاچاقچی های اسلحه هست تا دانشمند. فکر کنم اگر همین رو هم نداشتند دنیا آسوده تر بود.</p>
<p>البته هند وضعیت بهتری داره . حداقل از هر دو نظر پیشرفت هایی داشته . اما فقر و اختلاف طبقاتی مثل زمان قبل از استعمار جزیی جدا نشدنی از جامعه هند هست.</p>
<p>                        <img src="http://i18.tinypic.com/65z9k0o.jpg" align="middle" /></p>
<p>واقعا این دو کشور چه تفاوتی با قبل از آزادی از استعمار انگلیس کردند؟             </p>
<p>بیشتر که فکر میکنم میبینم نه ,شاید استعمار چیز بدی هم نبود!!!</p>
<p> </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.lgodfather.com/?feed=rss2&amp;p=60</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سینوهه , پزشک مخصوص فرعون</title>
		<link>http://www.lgodfather.com/?p=53</link>
		<comments>http://www.lgodfather.com/?p=53#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 22 Jul 2007 22:43:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Last godfather</dc:creator>
				<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی و دانلود کتاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://lgodfather.com/?p=53</guid>
		<description><![CDATA[کتابی فوق العاده ارزشمند و بی نظیر که خوندنش رو بهتون پیشنهاد میکنم.
از اینجا میتونید نسخه کامل کتاب رو دانلود کنید.
نوشته : میکا والتاری
ترجمه: ذبیح ا&#8230;منصوری
حجم:  ۴/۰۸  MB
پسورد: www.lgodfather.com
لینک دانلود از رپیدشیر
لینک دانلود دوم (بدون محدودیت)
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>کتابی فوق العاده ارزشمند و بی نظیر که خوندنش رو بهتون پیشنهاد میکنم.</p>
<p>از<a target="_blank" href="http://rapidshare.com/files/54474271/sinohe.rar.html"> اینجا</a> میتونید نسخه کامل کتاب رو دانلود کنید.</p>
<p>نوشته : میکا والتاری</p>
<p>ترجمه: ذبیح ا&#8230;منصوری</p>
<p>حجم:  ۴/۰۸  MB</p>
<p>پسورد: <a href="http://www.lgodfather.com/">www.lgodfather.com</a></p>
<p><a target="_blank" href="http://rapidshare.com/files/54474271/sinohe.rar.html">لینک دانلود از رپیدشیر</a></p>
<p><a target="_blank" href="http://www.divshare.com/download/6552609-93a">لینک دانلود دوم</a> (بدون محدودیت)</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.lgodfather.com/?feed=rss2&amp;p=53</wfw:commentRss>
		<slash:comments>58</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تاریخ ما</title>
		<link>http://www.lgodfather.com/?p=48</link>
		<comments>http://www.lgodfather.com/?p=48#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 10 Jul 2007 11:22:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Last godfather</dc:creator>
				<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://lgodfather.com/?p=48</guid>
		<description><![CDATA[تا اونجا که یادم میاد
آخرِ تموم قصه های مادربزرگ،
دیوِ تنوره می کشید و
پهلوونِ با دختر  شاپریون می رفت دَدَر!
اما تو کتاب  تاریخِ دبستان  ما،
حتا یه پهلوون نبود که به دیو ِ بگه:
خـَرِت به چند؟
تن پاره پاره ی این وطن ننه مرده
همه جور تیغی رُ به خودش دید!
از ساطور  اسکندر گرفته تا قداره ی چنگیز،
از نیزه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="margin: 0in 19.3pt 0.0001pt 1.25in" dir="rtl" class="MsoNormal"><span lang="FA" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; color: black">تا اونجا که یادم میاد<br />
آخرِ تموم قصه های مادربزرگ،<br />
دیوِ تنوره می کشید و<br />
پهلوونِ با دختر  شاپریون می رفت دَدَر!<br />
اما تو کتاب  تاریخِ دبستان  ما،<br />
حتا یه پهلوون نبود که به دیو ِ بگه:<br />
خـَرِت به چند؟<br />
تن پاره پاره ی این وطن ننه مرده<br />
همه جور تیغی رُ به خودش دید!<br />
از ساطور  اسکندر گرفته تا قداره ی چنگیز،<br />
از نیزه ی تیمور چلاق گرفته تا هلال شمشیر بیابون گـرد!<br />
تاریخی که جهان گـشاش<br />
یه دیوونه ی نادر نام باشه و<br />
سردارش یه آقا محمدخان،<br />
یه کفرِ ابلیسم نمی ارزه!<br />
اما فکرش و بکن :<br />
اگه مادربزرگْ کتاب تاریخ  نوشته بود<br />
حالا رو فرش  طلاْ کوب بهارستان نشسته بودیم و<br />
با چه کیفی اون ُ می خوندیم!<br />
فکرش و بکن!</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="ltr"></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.lgodfather.com/?feed=rss2&amp;p=48</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
