<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: سینوهه , پزشک مخصوص فرعون</title>
	<atom:link href="http://www.lgodfather.com/?feed=rss2&#038;p=53" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.lgodfather.com/?p=53</link>
	<description>وب نوشت های آخرین پدرخوانده</description>
	<lastBuildDate>Wed, 08 Sep 2010 21:40:53 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.1</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: آرش</title>
		<link>http://www.lgodfather.com/?p=53&#038;cpage=2#comment-4275</link>
		<dc:creator>آرش</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lgodfather.com/?p=53#comment-4275</guid>
		<description>با سلام
منم این کتاب خوندم ولی هیچ اسمی از حضرت یوسف نیست !!! حالا چرا توی سریال انقدر تاکید داشت که این قضیه آمون اندازی کار یوسف بوده نمیودونم!!!کلا سریال همش ایراده جه وضع لباسای عجیب و غریبشون و ... 
نمیدونم ولی من بالا ، پشت لباسهای مردونشون جای زیپ دیدم!!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام<br />
منم این کتاب خوندم ولی هیچ اسمی از حضرت یوسف نیست !!! حالا چرا توی سریال انقدر تاکید داشت که این قضیه آمون اندازی کار یوسف بوده نمیودونم!!!کلا سریال همش ایراده جه وضع لباسای عجیب و غریبشون و &#8230;<br />
نمیدونم ولی من بالا ، پشت لباسهای مردونشون جای زیپ دیدم!!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سمیعی</title>
		<link>http://www.lgodfather.com/?p=53&#038;cpage=2#comment-4248</link>
		<dc:creator>سمیعی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lgodfather.com/?p=53#comment-4248</guid>
		<description>سلام اطلاعاتت خیلی زیاد و قشنگه من هم فکر می کردم این داستان مشکل داره حداقل با قصه ای که تو بچگی و دبستان برامون تعریف می کردند خیلی فرق داشت ولی همه گفتند از روی قرآن ساخته شده کجای قرآن نفهمیدم میشه لااقل شما مستند بگید اطلاعاتت از کجاست دوست دارم خودمم برم دنبالش</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام اطلاعاتت خیلی زیاد و قشنگه من هم فکر می کردم این داستان مشکل داره حداقل با قصه ای که تو بچگی و دبستان برامون تعریف می کردند خیلی فرق داشت ولی همه گفتند از روی قرآن ساخته شده کجای قرآن نفهمیدم میشه لااقل شما مستند بگید اطلاعاتت از کجاست دوست دارم خودمم برم دنبالش</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: علیرضا</title>
		<link>http://www.lgodfather.com/?p=53&#038;cpage=2#comment-4066</link>
		<dc:creator>علیرضا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lgodfather.com/?p=53#comment-4066</guid>
		<description>سلام کتابش فوقالعاده بود.این چهارمین دفعه که میخونمش.و تعجب من از اینه که یوسف کجاست؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام کتابش فوقالعاده بود.این چهارمین دفعه که میخونمش.و تعجب من از اینه که یوسف کجاست؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: رضا</title>
		<link>http://www.lgodfather.com/?p=53&#038;cpage=2#comment-3873</link>
		<dc:creator>رضا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lgodfather.com/?p=53#comment-3873</guid>
		<description>و حالا رسیدیم به اصل مطلب؛ کتاب والتاری در اصل 60 صفحه بیشتر نیست و سینوهه‌ای که ایرانیان خواندند به مدد ذهن خلاق و داستان‌پرداز مترجم اثر یعنی مرحوم ذبیح‌الله منصوری به کتابی دو جلدی و 989 صفحه‌ای تبدیل شده است نقل از علی اناری سایت خبر انلاین</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>و حالا رسیدیم به اصل مطلب؛ کتاب والتاری در اصل ۶۰ صفحه بیشتر نیست و سینوهه‌ای که ایرانیان خواندند به مدد ذهن خلاق و داستان‌پرداز مترجم اثر یعنی مرحوم ذبیح‌الله منصوری به کتابی دو جلدی و ۹۸۹ صفحه‌ای تبدیل شده است نقل از علی اناری سایت خبر انلاین</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: mohsen</title>
		<link>http://www.lgodfather.com/?p=53&#038;cpage=2#comment-3836</link>
		<dc:creator>mohsen</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lgodfather.com/?p=53#comment-3836</guid>
		<description>کتاب خیلی خوبیه اگه کتابهای بیشتری از منصوری بذارین بهتره</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>کتاب خیلی خوبیه اگه کتابهای بیشتری از منصوری بذارین بهتره</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: کامران صلاحی و ابولفضل الماسی گفته</title>
		<link>http://www.lgodfather.com/?p=53&#038;cpage=2#comment-3656</link>
		<dc:creator>کامران صلاحی و ابولفضل الماسی گفته</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lgodfather.com/?p=53#comment-3656</guid>
		<description>عالی بود</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>عالی بود</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: میثم</title>
		<link>http://www.lgodfather.com/?p=53&#038;cpage=2#comment-3655</link>
		<dc:creator>میثم</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lgodfather.com/?p=53#comment-3655</guid>
		<description>از کرامات شیخنا فرج‌الله سلحشور کارگردان باسواد سریال یوسف پیامبر همین بس که در تازه‌ترین شاهکار خود تاریخ را 300 سال کش داد و جریان تغییر خدای آمون به اتون را که در زمان آمنهوتب چهارم در سال 1380 قبل از میلاد اتفاق افتاده بوده را به قرن 16 قبل از میلاد یعنی زمان حضرت یوسف وصل کرد و به شیوه خودش همچنان جعل تاریخ کرد. ظاهرا جناب ایشان برخلاف این که خیلی‌ها معتقدند از منابع تاریخی دست‌هزارم هم استفاده نکرده است و منبع اصلی فیلم یوسف پیامبر هیچ کتابی نیست جز منبع دست اولی چون سینوهه پزشک فرعون مصر. به قول یکی از استادان صاحب‌نظر تاریخی ایشان فی‌الواقع بدون هیچ خجالتی رمان تاریخی سینوهه نوشته میکا والتری ( احتمالا با ترجمه مرحوم ذبیح‌الله منصوری) را جلوی روی خودشان گذاشتند و سعی کردند تا زیباترین داستان مذهبی جهان یعنی داستان یوسف (ع) را شبیه آن کنند.
البته باید اعتراف کنم که قطعا باید زودتر به استفاده این کارگردان بزرگ پی می‌بردم اما از آن جا که اصلا تمایلی به دیدن این سریال که فقط بیت‌المال را حرام کرده ندارم کمتر پای دیدنش نشستم و تازه زمان‌هایی هم که تلویزیون داشت این فیلم را نشون می‌داد یا نگاه نمی‌کردم یا حواسم به دیدنش نبود که فشار خونم بره بالا که ببینم کاهنان معبدش با اون کله‌های کچل در حالی که آنخ را عین کیف دستشون گرفتن و از این طرف به اون طرف می‌رن بدون این که بدونن این چیزی که دستشون گرفتن علامت وحدت جنسی و نماد زندگی است نه عصا. یا این که یوسف چشم روشنی که مجبور شده لنز تیره بذاره و از نظر زیبایی شناسی زنانه هیچ جذابیتی نداره چه شباهتی به مردی داره که تمام زنان مصر عاشقش بودند؟! تازه وقتی حرف می‌زنه برای این که نشون بده خیلی مهم و زیباست سعی می‌کنه با تفاخر و غرور به همه نگاه کنه و یک ابروش رو بالاتر ببره که دیگران نگاهش کنند. اما جمعه این هفته چون جایی مهمون بودم مجبور بودم پای تلویزیون بنشینم و ببینم که ایشان چگونه با تاریخ اعجاز کرده و حتی دریغ کرده که به سهل‌الوصول‌ترین منابع تاریخی که تو هر کتابخونه‌ای پیدا می‌شه و خوندنش خیلی سخت نیست یعنی جلد اول مجموعه 14 جلدی تاریخ تمدن ویل‌دورانت هم مراجعه کنه و بفهممه که حضرت یوسف در زمان اخناتون زندگی نمی‌کرده. نمی‌فهمم سلحشور از تاریخ سر در نمی‌آره بین این گروه بزرگ تولید یکی نبوده که فقط به اندازه یه ارزن تاریخ بدونه تا به ایشون گوشزد کنه که استاد وقتی قراره تاریخ را و به و بسازی حق نداری از خودت داستان در بیاری؟!
براساس داستانی که در قسمت 29 مجموعه یوسف پیامبر به تصویر در آمد این پیامبر الهی بعد از آن که به مقام عزیزی مصر در درباره فرعون آمنهوتب چهارم منصوب شد با تدبیر توانست دومین فرمانروای امپراطوری بزرگ دنیای قدیم را یکتاپرست کند. نکته خنده دارش این جا بود که وقتی اخناتون به یکتاپرستی شد غسلی را انجام داد که مندائیان و صائبین که پیروان حضرت یحیی( همدوره حضرت عیسی ع) انجام می‌دهند و در هیچ آیین دیگری چنین آیین تشرفی وجود ندارد.
براساس منابع معتبر تاریخی که تا کنون منتشر شده است و ما از آن ها خبر داریم هیچ فرعونی ( حتی آمنهوتب چهارم) داعیه یکتاپرستی نداشته است. در هیچ منبعی حتی عهد عتیق هم گفته نشده که حضرت یوسف (ع)که فرزند یازدهم حضرت یعقوب (ع) است که در حدود سال‌های 1600 پیش از میلاد مسیح در سرزمین کنعان به‌دنیا آمد و بعد از اتفاقاتی که برایش رخ داد به مقام نیابت سلطنت مصر رسید؛‌ فرعون را به دین خودش دعوت نکرده است.
منابع تاریخی آورده‌اند حضرت یوسف در دوره تاریخ مصر میانه که با یک رخداد مهم تاریخی همزمان شده است، زندگی می‌کرده است. در حدود 1674 ق.م سیزده سال بعد از مرگ یکی از مقتدرترین فراعنه مصر یعنی آمنمحت سوم( با آمنهوتب‌ها که مربوط به دوره جدید بودند اشتباه نشود) برسر جانشینی وی نزاعی درگرفت که سرزمین بزرگ و حاصلخیز نیل را ضعیف کرد. نتیجه این ضعف حمله قبایل بیابانگرد آسیای صغیر به مصر و در دست گرفتن حکومت شد.
این حاکمان بیگانه که بیش از دو قرن بر سرزمین مصر حکومت داشتند را در تاریخ هیکسوس‌ها یا حکومت چوپانان می‌شناسند. در این دوره حکومت سختگیری‌های دوران فراعنه عهد قدیم را نداشت و هرچند حاکم خود را به عنوان پسر خدا معرفی می‌کرد اما سختگیری مذهبی به شدت گذشته وجود نداشت. به نوشته عهد عتیق حضرت یوسف در زمان یکی از همین پادشاهان چوپان به درباره بوتیفار عزیز مصر رسید و بعد از هم توانست عزیز مصر شود. ایشان در سن پیری بعد از این که قحطی بزرگی در کنعان به وجود آمد افراد خانواده‌اش را که در تاریخ به بنی اسرائیل مشهورند را به مصر کوچ داد و در پیری هم در مصر مرد و باز به نوشته عهد عتیق مومیایی و در همین سرزمین دفن شد. 300 سال بعد از این دوره یعنی حدود 1380 ق.م زمانی که بار دیگر مصریان با شکست دادن پادشاهان چوپان بار دیگر حکومت سرزمین نیل را بدست گرفتند، فرعونی به حکومت مصر رسید که ویل‌دورانت با استناد با منابع دست اول مصری او را شاه زندیق و سایر مورخان او را به نام آمنهوتب چهارم می‌شناسند. او که جانشین پدرش آمنهوتب سوم شد شاعری بود که از تسلط بیش از حد کاهنان معبد آمون به تنگ آمد و خدای جدیدی را به مصر معرفی کرد به نام «آتون» و با برداشتن پسوند آمون خود را اخناتون یعنی راضی کننده آتون نامید. بسیاری از مورخان معتقدند منظورش خدای یگانه بوده است؛ اما براساس منابعی که از دوران این فرعون بخصوص اشعاری که از خود او مانده است آتون در واقع خدایی است که در خورشید زندگی می‌کند و منشا حیات در جهان است. برخی از مصرشناسان این خدا را شبیه آدونیس می‌دانند. اخناتون براساس مجسمه‌ای که از او به دست آمده است مردی لاغر اندام با پلک‌های بزرگ و کاسه سر دراز بوده است که به گفته برخی از منابع احتمالا به بیماری صرع دچار بود. یکی دیگر از نکات مهم درباره آمنهوتب همسرش بود که منابع تاریخی از او به عنوان یکی از زیباترین زنان مصر نام بردند. در منبع غیر قابل اطمینانی مانند سینوهه از این زن به نام نفرنفرتی نام برده شده است که به معنای زیبای زیبا است. البته این زیبایی را باید در زمان خودش سنجید. اما به نظرم سردیسی از این زن به دست آمده است که نشون می‌ده زیبا بوده است و هیچ ربطی با این نفرنفرتی با اون موهای کاموایی و اون تیکه آهن روی سرش نداشت. اخناتون پایتخت جدیدی به نام اخن اتون ساخت که در زمان بسیار کوتاهی به شهری آباد تبدیل شد. اما این پایتخت زیبا در حمله هیتی‌ها و جنگ‌های مذهبی از بین رفت. خود اخناتون نیز در جنگ داخلی شکست خورد و در اثر شدت یافتن بیماری درگذشت. البته یک نظرهم می‌گوید که کشته شد. به هر حال با توجه به این که دارای پسری نبود، دامادش توت عنخ آتون که بعدها پسوند آمون یافت( همان فرعونی که مومیایی‌اش در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود) به مقام پادشاهی مصر رسید.
حالا این دو تا موضوع چه ربطی داشت که آقای سلحشور قصد کرده است تا یک سینوهه اسلامی با قرار دادن حضرت یوسف در کنار آمنهوتب تاریخ را 300 سال بکشه؟!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>از کرامات شیخنا فرج‌الله سلحشور کارگردان باسواد سریال یوسف پیامبر همین بس که در تازه‌ترین شاهکار خود تاریخ را ۳۰۰ سال کش داد و جریان تغییر خدای آمون به اتون را که در زمان آمنهوتب چهارم در سال ۱۳۸۰ قبل از میلاد اتفاق افتاده بوده را به قرن ۱۶ قبل از میلاد یعنی زمان حضرت یوسف وصل کرد و به شیوه خودش همچنان جعل تاریخ کرد. ظاهرا جناب ایشان برخلاف این که خیلی‌ها معتقدند از منابع تاریخی دست‌هزارم هم استفاده نکرده است و منبع اصلی فیلم یوسف پیامبر هیچ کتابی نیست جز منبع دست اولی چون سینوهه پزشک فرعون مصر. به قول یکی از استادان صاحب‌نظر تاریخی ایشان فی‌الواقع بدون هیچ خجالتی رمان تاریخی سینوهه نوشته میکا والتری ( احتمالا با ترجمه مرحوم ذبیح‌الله منصوری) را جلوی روی خودشان گذاشتند و سعی کردند تا زیباترین داستان مذهبی جهان یعنی داستان یوسف (ع) را شبیه آن کنند.<br />
البته باید اعتراف کنم که قطعا باید زودتر به استفاده این کارگردان بزرگ پی می‌بردم اما از آن جا که اصلا تمایلی به دیدن این سریال که فقط بیت‌المال را حرام کرده ندارم کمتر پای دیدنش نشستم و تازه زمان‌هایی هم که تلویزیون داشت این فیلم را نشون می‌داد یا نگاه نمی‌کردم یا حواسم به دیدنش نبود که فشار خونم بره بالا که ببینم کاهنان معبدش با اون کله‌های کچل در حالی که آنخ را عین کیف دستشون گرفتن و از این طرف به اون طرف می‌رن بدون این که بدونن این چیزی که دستشون گرفتن علامت وحدت جنسی و نماد زندگی است نه عصا. یا این که یوسف چشم روشنی که مجبور شده لنز تیره بذاره و از نظر زیبایی شناسی زنانه هیچ جذابیتی نداره چه شباهتی به مردی داره که تمام زنان مصر عاشقش بودند؟! تازه وقتی حرف می‌زنه برای این که نشون بده خیلی مهم و زیباست سعی می‌کنه با تفاخر و غرور به همه نگاه کنه و یک ابروش رو بالاتر ببره که دیگران نگاهش کنند. اما جمعه این هفته چون جایی مهمون بودم مجبور بودم پای تلویزیون بنشینم و ببینم که ایشان چگونه با تاریخ اعجاز کرده و حتی دریغ کرده که به سهل‌الوصول‌ترین منابع تاریخی که تو هر کتابخونه‌ای پیدا می‌شه و خوندنش خیلی سخت نیست یعنی جلد اول مجموعه ۱۴ جلدی تاریخ تمدن ویل‌دورانت هم مراجعه کنه و بفهممه که حضرت یوسف در زمان اخناتون زندگی نمی‌کرده. نمی‌فهمم سلحشور از تاریخ سر در نمی‌آره بین این گروه بزرگ تولید یکی نبوده که فقط به اندازه یه ارزن تاریخ بدونه تا به ایشون گوشزد کنه که استاد وقتی قراره تاریخ را و به و بسازی حق نداری از خودت داستان در بیاری؟!<br />
براساس داستانی که در قسمت ۲۹ مجموعه یوسف پیامبر به تصویر در آمد این پیامبر الهی بعد از آن که به مقام عزیزی مصر در درباره فرعون آمنهوتب چهارم منصوب شد با تدبیر توانست دومین فرمانروای امپراطوری بزرگ دنیای قدیم را یکتاپرست کند. نکته خنده دارش این جا بود که وقتی اخناتون به یکتاپرستی شد غسلی را انجام داد که مندائیان و صائبین که پیروان حضرت یحیی( همدوره حضرت عیسی ع) انجام می‌دهند و در هیچ آیین دیگری چنین آیین تشرفی وجود ندارد.<br />
براساس منابع معتبر تاریخی که تا کنون منتشر شده است و ما از آن ها خبر داریم هیچ فرعونی ( حتی آمنهوتب چهارم) داعیه یکتاپرستی نداشته است. در هیچ منبعی حتی عهد عتیق هم گفته نشده که حضرت یوسف (ع)که فرزند یازدهم حضرت یعقوب (ع) است که در حدود سال‌های ۱۶۰۰ پیش از میلاد مسیح در سرزمین کنعان به‌دنیا آمد و بعد از اتفاقاتی که برایش رخ داد به مقام نیابت سلطنت مصر رسید؛‌ فرعون را به دین خودش دعوت نکرده است.<br />
منابع تاریخی آورده‌اند حضرت یوسف در دوره تاریخ مصر میانه که با یک رخداد مهم تاریخی همزمان شده است، زندگی می‌کرده است. در حدود ۱۶۷۴ ق.م سیزده سال بعد از مرگ یکی از مقتدرترین فراعنه مصر یعنی آمنمحت سوم( با آمنهوتب‌ها که مربوط به دوره جدید بودند اشتباه نشود) برسر جانشینی وی نزاعی درگرفت که سرزمین بزرگ و حاصلخیز نیل را ضعیف کرد. نتیجه این ضعف حمله قبایل بیابانگرد آسیای صغیر به مصر و در دست گرفتن حکومت شد.<br />
این حاکمان بیگانه که بیش از دو قرن بر سرزمین مصر حکومت داشتند را در تاریخ هیکسوس‌ها یا حکومت چوپانان می‌شناسند. در این دوره حکومت سختگیری‌های دوران فراعنه عهد قدیم را نداشت و هرچند حاکم خود را به عنوان پسر خدا معرفی می‌کرد اما سختگیری مذهبی به شدت گذشته وجود نداشت. به نوشته عهد عتیق حضرت یوسف در زمان یکی از همین پادشاهان چوپان به درباره بوتیفار عزیز مصر رسید و بعد از هم توانست عزیز مصر شود. ایشان در سن پیری بعد از این که قحطی بزرگی در کنعان به وجود آمد افراد خانواده‌اش را که در تاریخ به بنی اسرائیل مشهورند را به مصر کوچ داد و در پیری هم در مصر مرد و باز به نوشته عهد عتیق مومیایی و در همین سرزمین دفن شد. ۳۰۰ سال بعد از این دوره یعنی حدود ۱۳۸۰ ق.م زمانی که بار دیگر مصریان با شکست دادن پادشاهان چوپان بار دیگر حکومت سرزمین نیل را بدست گرفتند، فرعونی به حکومت مصر رسید که ویل‌دورانت با استناد با منابع دست اول مصری او را شاه زندیق و سایر مورخان او را به نام آمنهوتب چهارم می‌شناسند. او که جانشین پدرش آمنهوتب سوم شد شاعری بود که از تسلط بیش از حد کاهنان معبد آمون به تنگ آمد و خدای جدیدی را به مصر معرفی کرد به نام «آتون» و با برداشتن پسوند آمون خود را اخناتون یعنی راضی کننده آتون نامید. بسیاری از مورخان معتقدند منظورش خدای یگانه بوده است؛ اما براساس منابعی که از دوران این فرعون بخصوص اشعاری که از خود او مانده است آتون در واقع خدایی است که در خورشید زندگی می‌کند و منشا حیات در جهان است. برخی از مصرشناسان این خدا را شبیه آدونیس می‌دانند. اخناتون براساس مجسمه‌ای که از او به دست آمده است مردی لاغر اندام با پلک‌های بزرگ و کاسه سر دراز بوده است که به گفته برخی از منابع احتمالا به بیماری صرع دچار بود. یکی دیگر از نکات مهم درباره آمنهوتب همسرش بود که منابع تاریخی از او به عنوان یکی از زیباترین زنان مصر نام بردند. در منبع غیر قابل اطمینانی مانند سینوهه از این زن به نام نفرنفرتی نام برده شده است که به معنای زیبای زیبا است. البته این زیبایی را باید در زمان خودش سنجید. اما به نظرم سردیسی از این زن به دست آمده است که نشون می‌ده زیبا بوده است و هیچ ربطی با این نفرنفرتی با اون موهای کاموایی و اون تیکه آهن روی سرش نداشت. اخناتون پایتخت جدیدی به نام اخن اتون ساخت که در زمان بسیار کوتاهی به شهری آباد تبدیل شد. اما این پایتخت زیبا در حمله هیتی‌ها و جنگ‌های مذهبی از بین رفت. خود اخناتون نیز در جنگ داخلی شکست خورد و در اثر شدت یافتن بیماری درگذشت. البته یک نظرهم می‌گوید که کشته شد. به هر حال با توجه به این که دارای پسری نبود، دامادش توت عنخ آتون که بعدها پسوند آمون یافت( همان فرعونی که مومیایی‌اش در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود) به مقام پادشاهی مصر رسید.<br />
حالا این دو تا موضوع چه ربطی داشت که آقای سلحشور قصد کرده است تا یک سینوهه اسلامی با قرار دادن حضرت یوسف در کنار آمنهوتب تاریخ را ۳۰۰ سال بکشه؟!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: احمد</title>
		<link>http://www.lgodfather.com/?p=53&#038;cpage=1#comment-3297</link>
		<dc:creator>احمد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lgodfather.com/?p=53#comment-3297</guid>
		<description>من این کتاب رو سال 83 خونده بودم ولی این قد قشنگ هست که دوست دارم دوباره بخونمش     با شکر از زحمت شما دوست عزیز</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من این کتاب رو سال ۸۳ خونده بودم ولی این قد قشنگ هست که دوست دارم دوباره بخونمش     با شکر از زحمت شما دوست عزیز</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: آخرین پدرخوانده</title>
		<link>http://www.lgodfather.com/?p=53&#038;cpage=1#comment-3139</link>
		<dc:creator>آخرین پدرخوانده</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lgodfather.com/?p=53#comment-3139</guid>
		<description>دو لینک برای دانلود هست دوست من.
اولی از سرور رپید شیر و دومی از سرور دیوشیر.
از این لینک ها میتونید استفاده کنید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دو لینک برای دانلود هست دوست من.<br />
اولی از سرور رپید شیر و دومی از سرور دیوشیر.<br />
از این لینک ها میتونید استفاده کنید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد</title>
		<link>http://www.lgodfather.com/?p=53&#038;cpage=1#comment-3134</link>
		<dc:creator>محمد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://lgodfather.com/?p=53#comment-3134</guid>
		<description>لطفا راهنمائی کنید که چگونه کتاب سینوهه را کامل دانلود بکنم       ممنون</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>لطفا راهنمائی کنید که چگونه کتاب سینوهه را کامل دانلود بکنم       ممنون</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
