دیروز با یکی از دوستانم به تخت جمشید رفتیم. نماد تمدن و شکوه ایران . زمانی که برای خودمون تو دنیا آقایی میکردیم و صاحب اعتبار بودیم . نمیدونم تا حالا به تخت جمشید رفتید یا نه؟ اما من هر بار که رفتم دو حس متفاوت رو همزمان داشتم . یکی غرور و دیگری افسوس. غرور برای تمدنی که وارثش هستیم و افسوس برای سرانجامی که گرفتارش شدیم.وقتی ترجمه کتیبه های بدست آمده از زیر خاک رو میخوندم و میدیدم که چند هزار سال پیش و در زمان برده داری کارگرهای سازنده پرسپولیس مساعده و بیمه بیکاری داشتند رگ گردنم باد میکرد اما تا یادم میافتاد که اون دوران گذشته و الان باید به تکنولوژی دسته چندم اتمی روسیه افتخار کنم و حق مسلم من مملکتم چی شده همچین بادش میخوابید که صدای فس فسش رو دوستم هم میشنید و میگفت : تو هم همچین احساسی داری؟ من هم با تکون دادن سر جوابش رو میدادم و این حس لعنتی رو شریک میشدیم.
ویرانه های تخت جمشید
دیواره های تخت جمشید پر بود از یادگاری های هم وطنان ایرانی و خارجیهایی که سالها قبل برای کاوش به اینجا اومده بودند. در عکس زیر هم یک نمونه از این یادگاری ها که بر دروازه ملل حک شده بود رو میبینید که مربوط به سال ۱۸۱۰ هست .یعنی حدود ۲۰۰ سال پیش.

یادگاری های حک شده بر تخت جمشید
یکی از چیزهایی که به نظرم جالب بود سر ستونهایی بود که به صورت اتود ومدل ساخته شده بود اما در بنای تخت جمشید بکار نرفته بود. اگر بخاطر داشته باشید چند وقت پیش جسد موجود عجیب و غریبی در سواحل آمریکا کشف شده بود که خیلی به این سر ستونها شبیه هست و دانشمندان هم حدس زدند ممکنه این جسد مربوط به موجودات باستانی باشه. عکس سر ستون ها رو در در پایین میتونید ببینید و عکس موجودی رو هم که گفتم با کمی جستجو میتونید در اینترنت پیدا کنید.

سر ستون های باستانی در تخت جمشید

پی نوشت:

برای یک بار هم که شده به تخت جمشید برید و احساسی رو که گفتم تجربه کنید.
مطمئن بشید که دوربینتون به اندازه کافی شارژ داره تا به بلایی که سر ما اومد دچار نشید.

فیلم مستند شکوه تخت جمشید رو بعد از بازدید از تخت جمشید ببینید.